امروز : ۴/ مرداد /۱۴۰۳ - ساعت ۲۱:۵۳

جدیدترین خبر ها

تبلیغات

پر بازدیدها

به بهانه ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷: خروج از ایران، بزرگترین اشتباه شاه

بسیاری بزرگترین اشتباه شاه در سال 57 را خروجش از کشور می دانند. این خروج باعث تقویت روحیه انقلابیون، تضعیف روحیه مدافعان سلسله پهلوی و به خصوص بروز آشفتگی در ارتش، به عنوان مهم ترین مهرۀ حامی سلطنت محمدرضا پهلوی شد.

به گزارش راه سلام، امروز ۲۶ دی ماه سالروز خروج محمدرضا شاه، آخرین پادشاه ایران از کشور است. محمدرضا پهلوی در آخرین روزهای دی ماه سال ۱۳۵۷ از کشور خارج شد و کمتر از ۱ ماه بعد سلسله پهلوی از هم پاشید و نظام شاهنشاهی نیز برچیده شد.

البته خروج محمدرضا پهلوی از ایران بی سابقه نبود. او در سال ۱۳۳۲ نیز پس از اختلاف با دکتر محند مصدق، ایران را ترک کرد و با کودتای آمریکایی – انگلیسی به کشور بازگشت. شاید در سال ۵۷ هم او همین انتظار را داشت اما اوضاع به گونه ای دیگر پیش رفت و برای همین، آخرین شاه ایران همیشه غرب را مقصر سقوط خود معرفی کرد.

اما چه شرایطی باعث خروج آخرین پادشاه ایران از کشور شد و موافقان و مخالفان این اتفاق چه کسانی بودند؟

اشتباهاتی که شاه را به خروج از ایران واداشت

شاه 11

بعد از واقعه ۱۷ شهریور زلزله ای بزرگ در ارکان قدرت شاه رخ داد. کشتار مردم در میدان ژاله اندک رابطه ای را که میان مردم و شاه بود، قطع کرد. بعد از این واقعه، اعتصاب ها، اعتراضات و اقدامات مسلحانه بیشتر شدند. اوج این اعتراضات در ۱۳ آبان بود. درگیری انقلابیون و ارتش در این روز ضربه سخت دیگری بر ارکان قدرت پهلوی ها وارد کرد.

بر خلاف تصور شاه، اعتراف تلویزیونی شرایط را برای او بدتر کرد. با مطرح شدن بیش از پیش نام امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب، اعتراضات و اعتصابات افزایش یافتند. در این میان، قدرت اعتصابات بیش از اعتراضات بود. اعتصاب کارمندان دولتی، کارگران صنعت نفت، روزنامه ها، کارمندان مخابرات، فرودگاه ها، نیروگاه ها و … همه و همه باعث زمین گیر شدن اقتصاد و ساختار سیاسی حکومت وقت شدند.

در این شرایط، شاه به فکر خروج از کشور شد. مورخان معتقدند شاه که شخصیتی «اقتدارگرا» داشت مخالفت مردم را نوعی «ناسپاسی» تلقی می کرد و گمان داشت مخالفان انقلابی نمک نشناسی کرده اند. به همین دلیل، دلزده از شرایط سیاسی کشور، ترجیح داد از کشور خارج شود.

برخی مورخان معتقدند آمریکا در سوق دادن شاه به خروج از کشور نقش برجسته ای داشته است. در واقع، بعد از حوادث ۱۳ آبان و سخنرانی تلویزیونی شاه، کاخ سفید او را مهره ای سوخته و تمام شده تلقی می کرد. در میان مقامات آمریکایی، سالیوان (سفیر ایالات متحده در ایران)، هیئت دولت آمریکا، سایروس ونس (وزیر امور خارجه) و شخص جیمی کارتر (رئیس جمهور وقت آمریکا) بیش از همه بر خروج شاه از کشور اصرار می کردند. در میان مخالفان آمریکایی نیز برژینسکی، مشاور امنیتی کاخ سفید قرار داشت که معتقد بود خروج شاه از ایران به سقوط سلسله پهلوی می انجامد.

در نهایت، جلسات مقامات آمریکایی با شاه به کار آمد و او که تحت تاثیر کاخ سفید بود و با بیماری سرطان نیز دست و پنجه نرم کرده و قادر به اتخاذ تصمیمی منطقی و سنجیده و مستقل نبود تصمیم گرفت از کشور خارج شود. اما پیش از خروج از کشور باید مقدمات کار را فراهم می کرد. در میان اقدامات مورد نیاز، انتخاب نخست وزیر جدید بیش از همه ضروری بود.

جنجال بر سر انتخاب جانشین/ نخست وزیری که از خروج شاه استقبال کرد

روابط شاه و جبهه ملی از زمان کودتای ۲۸ مرداد و عزل مصدق تا سال ۵۷ تیره و تار بود. با این حال، شاه برای نجات تخت و تاجش مجبور بود یک ملی گرا را به قدرت رسانده و به او اختیار تام دهد. او به غلامحسین صدیقی، چهره برجسته و محبوب جبهه ملی، جامعه شناس مشهور و وزیر پست و تلگراف دولت مصدق پیشنهاد نخست وزیری داد. صدیقی پیشنهاد شاه را پذیرفت اما آن را منوط بر عدم خروج شاه از کشور دانست. شاه که تصمیم خود را گرفته بود حاضر به پذیرش این شرط نشد و به دنبال شخصی دیگر گشت.

او به چند چهره دیگر از جمله علی امینی که سابقه نخست وزیری در دهه ۴۰ را هم داشت، پیشنهاد نخست وزیری داد اما همگی این پیشنهاد را رد کرده و یا پذیرش آن را مشروط بر ماندن شاه در کشور دانستند.

در نهایت، شاهپور بختیار، از اعضاء جبهه ملی حاضر شد نخست وزیری را بپذیرد. او بر خلاف صدیقی و سایرین از خروج شاه استقبال کرد و حاضر شد نخست وزیری را بپذیرد. بختیار معتقد بود اگر شاه از ایران خارج شود، اوضاع آرام تر می شود و او می تواند در آرامش با مخالفان گفتگو یا معامله کند.

طغیان مخالفان خروج از شاه

شاه 22

بعد از تشکیل کابینه بختیار، مخالفان خروج شاه از کشور شروع به فعالیت کردند. ارتشبد قره باغی به عنوان رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و به نمایندگی از امرای ارتش نزد شاه رفت و به او اصرار کرد که در کشور بماند. شاه حاضر به پذیرش نشد و با خشم، قره باغی را مرخص کرد. به جز قره باغی، تیمسار خسروداد و تیمسار بدره ای، از امرای بزرگ ارتش نیز به طور جداگانه نزد شاه رفته و از او خواستند تصمیم خود را تغییر دهد اما شاه نپذیرفت.

همچنین، برخی نمایندگان مجلس مانند غلامحسین دانشی، نماینده معمم مجلس، مخالف رفتن شاه از ایران بودند. دانشی معتقد بود بختیار به علت اصرارش بر سفر شاه لیاقت نخست وزیری را ندارد، چرا که اگر شاه برود هم سلطنت می رود و هم مملکت می رود!

یکی از مخالفان خروج شاه از کشور منصور اقبال، فرزند منوچهر اقبال، از رجال دربار پهلوی، بود که از قضا رابطه خوبی هم با شاه نداشت اما خروج او از کشور را به صلاح نمی دانست. اقبال در خاطراتش ملاقات با شاه را چنین توصیف می ‌کند: «هنگامی که به کاخ نیاوران رفتم نیروهای گارد را دیدم. به داخل رفتم و هیچکس آنجا نبود. از پله‌ ها بالا رفتم و وارد اتاق او شدم و چند دقیقه‌ ای منتظر ماندم. به مدت بیست دقیقه با او ملاقات کردم. دیدن چهره شاهنشاه که بسیار غمگین به نظر می ‌رسید برایم قابل تحمل نبود. به ایشان پیشنهاد کردم به نوشهر برود و در ایران بماند که شاهنشاه این پیشنهاد را مسکوت گذاشتند.»

سفری که بازگشتی نداشت

شاه 33

با فراهم شدن سفر شاه، او و همسرش فرح پهلوی در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ عازم فرودگاه مهرآباد گردیدند. فرزندان شاه و فرح پیش از آنها به همراه مادر فرح به خارج (تگزاس) سفر کرده بودند. محمدرضا پهلوی از زمان ترک ایران ۱۰ هفته در مراکش، ۱۱ هفته در باهاماس، ۱۷ هفته در مکزیک، ۱۰ هفته در آمریکا برای معالجه و مدت کوتاهی هم در پاناما بود و سرانجام به مصر رفت و در سال ۱۳۵۹ نیز در آن کشور از دنیا رفت. در مدت حضور شاه در خارج، انگلیس، سوئیس، اردن و فرانسه از پذیرش وی خودداری کردند.

بعد از خروج شاه از کشور بسیاری از مخالفان و انقلابیون به خیابان ها ریخته و به جشن و پایکوبی پرداختند. انقلابیون تیتر یک روزنامه اطلاعات یعنی «شاه رفت» را در دست گرفته و روزنامه ها را در خیابان ها می چرخاندند. این عبارت کوتاه (شاه رفت) نشان از پایان یک دوران طولانی در تاریخ ایران بود؛ پایان ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران.

لینک کوتاه :

اشتراک گذاری در :

5 پاسخ

  1. مجلس که در خدمت دولت متخلف رئیسی بر ضد مردم عمل میکند، ارزش شرکت در انتخابات ندارد و توهین به شخصیت رای دهندگان است.
    باید امیدوار باشید دولت به مجلس احترام بگذارد و قوانین ناخواسته مانند حجاب را تحمیل نکند.

  2. برخلاف تصورات قبل از انقلاب، اسلام هیچ صاحبی ندارد و تمام پیروزیهایش بر غیرمسلمانها بواسطه مکر و سیاست و خشونت و کشتار تهاجمی بوده و از همان ابتدا بنا به مصلحت قدرت، ایات قران نازل و یا منسوخ و یا تفسیر میشده و اکنون با مجهز شدن حکومت دینی به علم و تکنولوژی معجزه اسای روز، جهان جهنم واقعی را تجربه خواهد کرد و قلب تبلیغات کذب و بحران ساز جهانی در دست ایران است. شک در حقیقت اسلام بواسطه ظلمهای حکومت دینی باعث افزایش اگاهی هایی شد که اگر قبل از انقلاب میدانستیم، هرگز اسلام را بعنوان حکومت انتخاب و حمایت نمیکردیم.

  3. مشکل ما بی حجابی نیست بلکه حضور افراد تندرو و تنگ نظر و فراقانون و حکم باختیار و یا ناصالح و نالایق و منافق فرصت طلب است که با عناوین مختلف پستهای مختلف را اشغال کرده، و در زنجیره اهریمنی اتش به اختیاری، ظلم و فساد و بی قانونی را به اوج رسانده و کشور را به جهنم واقعی تبدیل کرده اند و اشرار و سارقان در امنیت و ازادی کامل مشغول جرم، و حق خواهان معترض به ظلم و تحریف ارمانهای انقلاب در بندند.
    اگر انکار حق کفر محسوب شود، در شرایط کنونی که حقانیت اسلام با تداوم عملکرد گروههای تندرو و منحرف جنایتکار و غارتگر و متجاوز زیر سوال است، انکار اسلام کفر محسوب نمیشود.

  4. امریکا نه یک حکومت قدرتمند، بلکه یک تمدن قدرتمند براساس علم و اقتصاد است که بعنوان نژاد برتر و بانی پیشرفت علم و رفاه جهانی، خود را مسئول دگرگونی جهان در راستای ازادی و گسترش علم و احترام به عقاید و حسن نیت میداند. سقوط امریکا توسط عوامل نفوذی ایران در قدرت سیاسی، نشانه مظلومیت مردم امریکا در اعتماد به رهبران خائن مانند کری و اباما و بایدن و کلینتون و کارتر و دیگران است. با سقوط امریکا نتنها مشکلات بشریت حل نمیشود بلکه بمراتب فاجعه بارتر خواهد شد وکسانی با تقلب و عوامفریبی بر مردم حاکم خواهند شد که در مرگبارترین شکل، جامعه اندیشمند و حقگرا را نابود، و علم برای همیشه ضعیف و منزوی و جهل مقتدر و مدعی، و ازادی خواهی جرم محسوب خواهد شد. این قرن پیروزی سیاست نفوذی و فریبکارانه ایرانی بر حماقت قدرتهای ازادیخواه جهانی است و از امدادهای الهی خبری نبوده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط