امروز : ۱/ مرداد /۱۴۰۳ - ساعت ۱۵:۰۰

  • صفحه نخست
  • اجتماعی
  • نامه تلخ و تاثربرانگیز جوان بهمئی به عدل هاشمی/ چرا به من و طایفه ام دروغ گفتی؟

جدیدترین خبر ها

تبلیغات

پر بازدیدها

نامه تلخ و تاثربرانگیز جوان بهمئی به عدل هاشمی/ چرا به من و طایفه ام دروغ گفتی؟

یکی از جوانان شهرستان بهمئی در حوزه انتخابیه کهگیلویه بزرگ با انتشار نامه ای تلخ و سوزناک، با عدل هاشمی پور کاندیدای احتمالی انتخابات دوازدهم در این حوزه انتخابیه دردل تاثربرانگیزی کرده است.

به گزارش راه سلام، ” سعید دهبان زاده” جوان اصیل و تحصیلکرده شهرستان بهمئی در این نامه حزن برانگیز با شرح وقایع رخداده خود و پدرش با ” عدل هاشمی پور” نماینده اسبق کهگیلویه بزرگ در مجلس شورای به مطالبی اشاره که این پایگاه خبری بدون دخل و تصرف در این نوشتار، آن را منتشر می کند.

قبل از انتشار نامه، راه سلام آمادگی خود را برای انتشار پاسخ افراد نامبرده در این نامه سرگشاده همانند نامه تلخ و سوزناک ” سعید دهبان زاده” اعلان می دارد.

متن نامه سعید دهبان زاده به عدل هاشمی پور:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای عدل هاشمی سلام علیکم

من سعید دهبان زاده هستم، آیا به یاد می آوری من جزء همان جوانانی هستم که به آنها قول کار دادی؟ کاری نچندان خوب در حد و حدود نگهبانی،

آقای عدل هاشمی، آیا به یاد می آوری آن روزی که باهم در یک ماشین نشستیم و گوشی تلفن خودت را برداشتی و زنگ زدی به فردی به نام صحرایی؟

آن روز گفتی برو عزیزم، من می دانم برایم زحمت کشیدی و هشت سال تمام طایفه شما به من رآی دادند، می دانم برای اینکه گفتی موحد، حق ندارد از بیرون رآی بیاورد و برای استان و حوزه ما تصمیم بگیرند، توسط خواهرزاده جناب سیدمحمد موحد راهی زندان دهدشت شدی.

دقیقآ آن زمان همه زندگی من را میدانستی، میدانستی که چقدر سینه چاکت بودم، میدانستی – ولی قولی که دادی دروغی بیش نبود.

وقتی با پدرم به آقای صحرایی مراجعه کردم آقای صحرایی یک پاسدار بازنشسته قرارگاه خاتم بود و به پدرم گفت:آیا واقعآ عدل هاشمی تآیید صلاحیت می شود؟

بعد گفت: نمی توانم به شما دروغ بگویم، من یک پاسدار بازنشسته هستم و نمی توانم بچه شما را در حدود شش ماه بپذیرم بعد عذرش را بخواهم. آنوقت دفتردار شما به نام آقای جوکار با پدرم تماس گرفت و گفت: تا یکماه دیگر کارش کاملآ حل می شود.

به راستی هرماه چند ساله؟ اینطور بهتر است بگویم چون فکر کنم در شهری که تو همه را نادان حساب میکنی هرماه چهارساله نه هرسال ۱۲ ماه هست.

جناب هاشمی: چرا جوانان را امیدوار کردی آنوقت آنها را ناامید کردی؟

ما از آماده باش های سد کوثر و سد مارون و سد ایذه خوب خبر داشتیم، ما از وعده های شرکت ها و دود آنها خبر داشتیم، ما ناراحت بودیم نکند خدای ناکرده دود کارخانه ها موجب شود ریه هایمان خراب شود ، اما اینجا ظلم کردی که کارهای انجام شده حاج اقای بزرگواری را به نفع خودت مصادره کردی و این ظلمی عظیم بوده و هست.

آقای هاشمی، شما هم در خواب آیا، هاتفی دیدی که نیاز به حامی نبوده و نیست؟

آری امروز، بزنگاه هست

ما هم همان بچه حزبی هایی هستیم که فقط به این نام ما را صدا زدی

و سلام علیکم و رحمت الله

پایگاه خبری راه سلام اساسا مطالب مطرح شده در نامه وارده و سایر نامه های وارده دیگر را نه تائید می کند و نه رد، هدف از انتشار این نامه و البته تمامی نامه های وارده، بالا بردن سطوح مطالبه گری در راستای پاسخگویی مسوولان و برقراری عدالت اجتماعی براساس منویات و نگرش رهبری انقلاب ، اغلب دولتمردان و سایر قوای محترم است.

این پایگاه خبری امیدوار است که با همکاری تمامی خوانندگان و صاحب نظران گرامی، بتواند گامی ولو حداقلی در راستای تحقق اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و کُرسی های آزاداندیشی در حوزه رسانه ای بردارد و بر آمادگی خود در جهت انتشار جوابیه ها نیز تاکید فراوان دارد.

لینک کوتاه :

اشتراک گذاری در :

یک پاسخ

  1. باسلام بله این جوان حق داره خیلی از جوان‌ها رو سر کار می‌گذاشت موقعی که توی قرار گاه خانم پیمانکار پروژه می‌گرفت و به هر پیمانکاری گه میداد ۵۰ در شاید بیشتر از پیمانکار پول می‌گرفت برا انتخابات همسرم خیلی برا اینکه هاشمی انتخاب بشه تلاش کرد کلی پول خرج قرض کرد بخاطرش بعد ولی رفت مجلس دیگه تمام شد رفاقت سی ساله هم تمام شد بقول این جوان حتی یکی از بچه هام جایی بعنوان حراست نگذاشت فقط خودش بچه هاش و فامیلها ش از این سفر انقلاب سیراب شدن دختراش از دهشت نوی ۲۴ متری سعادت آباد خونه خریدن ۶ تا خونه توی دهدشت میلیاردها پول دختراش همه سوار بنز و بی ام و میشن اینها ارثی پدرانش است یا پولی که حق مردمه میخورن ممنونم که وقت گذاشتید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط